محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1120
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
عثمانى ملّت ايران را به طريق اهل سنّت و جماعت بشناسد و خلفاى اربعه و عشرهء مبشّره طرف اتّكال جانبين باشند و ملّت ايران معاهدهء تحت الشجره را قبول كنند . و بجز حق گمرك در سرحدّات طرفين چيزى از امتعه و اجناس جانبين نگيرند . و زوّار ايران كه به كربلا و نجف و بغداد مىروند اگر مال التجاره همراه نداشته باشند به هيچوجه حق عبور گرفته نشود . و مقصّرين طرفين كه به خاك يكديگر پناه مىبرند مسترد شوند . و در آخر اين قرارنامه نوشته شده بود : من بدّله بعد ما سمعه فانّما اثمه على الّذين يبدّلونه . هم در اين سال كه سال هزار و صد و چهل و نه باشد بحرين را عساكر نادر شاه تصرّف كردند و موكب نادرى از قزوين به عزم تدمير عليمراد بختيارى كه دم از استبداد مىزد به كوهستان بختيارى آمد و عليمراد را معدوم و بختيارى تبعهء او را مطيع ساخت ، و در نهم جمادى الآخره به اصفهان آمد و اسلمش خان بيگلربيگى سابق تفليس را به سردارى بلوچستان و تأديب سركشان آن سامان معيّن كرد و در هفدهم ماه رجب از راه ابرقوه و كرمان و بيابان گرگ متوجّه تسخير قندهار شد و در هيجدهم ماه شوّال به ظاهر قلعهء كرشك فرود آمد و اين قلعه را محاصره كرده قلعه گيان از در استيمان درآمده قلعه را تسليم نمودند . نادر شاه از اينجا كلبعلى خان افشار را به سردارى هزارهجات و زمينداور مأمور و جمعى از لشكريان را نيز به تسخير قلهء بست تعيين نمود ، و در بيست و يكم شوّال از آب هيرمند عبور كرده و پس از طىّ مسافت به مكانى موسوم به سرخهشير در حوالى قندهار آمد و شهر نادرآباد را بساخت و به محاصرهء قندهار مشغول شد . هم در اين سال رضا قلى ميرزا شاه طهماسب ثانى را مقتول نمود . اروپا - ( اطريش ) - مزاوجت مارىترز دختر امپراطور با دوك فرانسواى اوّل والى تسكان از نجباى مملكت . فوت پرنس اوژن از سردارهاى بزرگ اطريش . ( جزيرهء كرس ) - اين جزيره خود را از حالت جمهورى خارج كرده تئودر نامى را كه از اهالى آلمان است به سلطنت اختيار مىكنند . ( روس ) - عساكر روس شهر آزوف را به غلبه از تصرّف عثمانى منتزع مىنمايد .